خرید بک لینک
سلام دوستانم خوبین؟ امروز در عین اینکه چهارشنبه است و داریم به آخر هفته خوب نزدیک میشیم یه جورهایی حس شنبه دو هم دارم دلیلش هم اینکه امروز یه کار جدید رو شروع کردم. امروز اولین جلسه کلاس شنام رو رفتم و در عین خستگی لذت بخش بود. شنا رو قبلا ها خودم یاد گرفتم ولی میدونستم حرکاتم اصولی نیست و فقط در این حد که تو آب خودم رو یه جورهایی اینور اونور میکشونم چند وقتی بود یه کلاس ورزشی میخواستم برم و با پیشنهاد یکی از دوستام که میخواست بره منم باهاش همراهش شدم این کارم برای خودم خیلی خیلی دلچسب بود اونم از این جهت که مدتها بود یادم نمیاد برای یه کار طولانی مدت دلی وقت گذاشته باشم همش در گیر کار و درس بودم و هر وقت خواستم شزوع کنم گفتم احتمالا یکی دو روز دیگه باز سرم شلوغ میشه و باز پشیمون میشم این سری ولی با اینکه میدونستم طی هفته های آینده سرم شلوغتر خواهد شد ولی گفتم میرم شروع میکنم و نهایت تلاشم رو میکنم اگر هم سرم شلوغ شد همون موقع یه کاریش میکنم بله خلاصه امروز صبح رفتیم و انگار امروز حس اون شنبه مذکور رو داره واسم که قرار بود یه کاری رو شروع کنم چون هر دومون شنا رو بلدیم فقط در حد اصلاح

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 10:24

سلام دوستان شب اولین جمعه از دومین ماه سومین فصل سال 95 تون بخیر الهی که همگی الان در کنار خانواده و عزیزان با دلی شاد باشین و برای یه هفته عالی انرژی گرفته باشین. خب عرض کنم خدمتتان که نگران اون خانم با ذهت آشفته نباشین که الان دیگه حالش خوبه اون روز بعد از اینکه پست رو نوشتم سریع پاشدم یه سری کارهای خونه مثه گردگیری اینا انجام دادم بعدش سریع آماده شدم رفتم برای گرفتن یکی از چکها گرفتم و رفتم دانشگاه جلسه با استادمون هم خوب بود و در کل نگرانی نداشت چون خودش میددنست و چیزی نگفت کلا. عصر آخر وقت برگشتیم اول رفتیم یه رانر جدید واسه میزغذاخوری گرفتیم بعد رسیدیم خونه سریع ماشین رو برداشت آلنی زفت دنبال شیش ه برای میز تحریر که سفارش داده بودیم. منم فکر کنم شام آماده کردم ولی یادم نیست چی بود دوشنبه صبح یه سری از تمیزکاری ها رو انجام دادم بعدش رفتم بیرون یه سر رفتم بانک بعد رفتم خرید فروشگاهی کلی گوشت و بقیه وسایل مورد نیاز رو خریدم و بعدش رفتم میدون تره بار و نمیدونم چرا وسوسه شدم که کرفس بخرم وسط اون همه کار اومدم خونه خریدها رو جابجا کردم بعد هم مشعول کرفس شدم و تا بشورم و خرد کنم دو ساعت

برچسب: نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 23:12

سلام دوستان خوبین؟ یکشنبه از صبح که بیدار شدم نشستم سر کار پایان نامه ولی اینترنت خیلی اذیت کرد و کلا به کاری نرسیدم بعد وقتهایی که کلا یه خرده بیکار باشم و حس کنم دارم وقت تلف میکنم کلا حالم بد میشه اون روز هم بعد از ظهر دیگه حالم خوب نبود و به شدت حالت تهوع داشتم نه میتوتستم بخوابم نه کاری بکنم یه خرده بهتر شدم پاشدم خونه رو جمع و جور کردم تا عصر که آلنی اومد و من حالم کامل خوب شدߘĠبله نصف انرژیم کلا از همسر مهربونߘʠنشستیم دوتایی میوه خورریم و گپ زدیم و حسابی هر دومون شارژ شدیم بعدش هم به کارهامون رسیدیم. داداشم خبر داد که برای کار اداریش باید بیاد تهران و همون شب راه میفتاد ولی بلیطش دیر بود و پروازش هم تاخیر داشت و تا برسه من دیگه چشام داشت آلبالو گیلاس میچیدߘĠفقط در و باز کردم و گفتم همه چیز رو برات تو اتاق آماده گذاشتم و بعدش هم سریع خوابیدم. صبح بیدار شدم صبحونه رو آماده کردم آلنی و داداشم رفتن منم مشغول کارهای خونه شدم و ناهار رو آماده کردم. ساعت 12 اینا داداشم اومد و من برای عصرش یه قراری با همکارهای همین شرکت قبلی داشتیم خوب نمیدونم کامل توضیح دادم براتون یا نه ولی کلا یه

برچسب: فال هفته دوم آبان 93,فال هفته دوم آبان 92,فال هفته دوم آبان ۹۳,فال هفته دوم آبان,فال هفته دوم آبان ماه,فال هفته دوم آبان ماه 93,فال هفته دوم آبان 1393,پیک آدینه هفته دوم آبان, نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 23:12

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: هفته آخر لیگ برتر والیبال, نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 23:12

ذهنم به شدت شلوغه خیلی خیلی شلوغ دلم میخواد بتونم همشون رو بیرون بریزم و از همه چی همه چی مرخصی بگیرم سر همین شلوغی ذهن امروز کاری که باید واسه داداشم انجام میدادم رو عقب انداختم البته واقعا دلایل منطقی داشتم برلی انجام ندادنش و دوست داشتم یه جایی متوجه اشتباهش بشه و با مامانم هم مشورت کردم اونم نظرش همین بود که الان که کاریه که بهش آسیب نمیزنه بهتره متوجه اشتباهش تا بعدا ولی بازم حسم بده با اینکه میدونم کاری که کردم به خلطر خودش بوده. ذهنم کاملا آشفته است و واقعا نمیدونم این حجم کاریم کی تموم میشه. آخر هفته قرار کل خانواده آلنی بیان چند روزی پیش ما

برچسب: ذهن آشفته,ذهن آشفته من,ذهن آشفته ی من,ذهنی آشفته,درمان ذهن آشفته,ذهن یک آشفته,خزعبلات ذهن آشفته,پرورش ذهن آشفته,تراوشات یک ذهن آشفته,شعر ذهن آشفته, نویسنده: هلیا بهرامی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 5:51

صفحه بندی